استناد

اين كلمه به‌معناي سند قرار دادن چيزي؛ تكيه بر چيزي كردن؛ و آيه، حديث، يا سخني را سند قرار دادن و بدان تمسّك جستن آمده. و در اصطلاح، اشاره به سخن يا سند پيشين را گويند. معمولا پژوهشگران در نوشته‌هاي خود به آثاري كه ربط موضوعي با نوشته آنها دارد ارجاع مي‌دهند و از اين آثار براي تأييد نظر خويش استفاده مي‌كنند يا تفاوت نظر خود را با انديشه‌ها و يافته‌هاي جديد نشان مي‌دهند. اين آثار را، كه به منابع يا مآخذ نيز شهرت دارد، "استنادشده" يا "سند"  و نوشته‌اي را كه به آنها استناد مي‌كند "استنادكننده" يا "متن" مي‌نامند.(مدیر امانی، ذیل " استناد")
این واژه پشت به چیزی واگذاشتن، پناه به کسی دادن، و پناه به کسی بردن، پشت به چیزی بازدادن، پشت بازنهادن به سوی چیزی، استناد کردن به چیزی، آن را سند آوردن، استناد کردن به آیتی یا حدیثی یا گفته‌ای و غیره تعریف شده است. (لغت‌نامه دهخدا، ذیل استناد)
در فرهنگ بزرگ سخن، استناد به معنای مدرک و ملاک قرار دادن چیزی و آن را پشتوانه عمل یا گفته خود کردن، آمده است. 
در واژه نامه آکسفورد(2003)، در برابر مصدر استناد کردن چنین آمده است، بیان یا نوشتن کلمات یک کتاب، نویسنده و غیره، احضار کردن کسی برای حضور در یک دادگاه حقوقی، اشاره افتخارآمیز، رسمی، یا ملی به برخی افراد که استحقاق سپاس مخصوص دارند. 
در واژه‌نامه کمبریج(2003) نیز برای استناد کردن، تعاریف زیر ارائه شده است: تجلیل همگانی از نیروهای مسلح به دلیل شجاعت شان، اشاره کردن به برخی مطالب، به عنوان سند و گواه یک نظریه، یا به عنوان دلیلی بر رخداد برخی مسائل، و همین طور بیان یا نوشتن سخنانی که از یک نویسنده یا نوشن سخنانی که از یک نویسنده یا اثر نوشتاری خاص اقتباس شده است. 
 

فارسی